احمد بن محمد حسينى اردكانى

338

مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )

استوا در آب فرو نمىرود . چنان كه پاره‌اى از رصاص را چون منبسط گردانند بر بالاى آب مىايستد و چون به هم جمع باشد در آب فرو مىرود . و بعضى گفته‌اند كه سكونش به جهت آن است كه آسمان از اطراف آن را مىكشاند ، مانند صنم حديدى كه در خانه‌اى كه حيطان و قرار و سقف آن از حديد بوده است در وسط قرار داشته و ميل به جانبى نمىكرده است . و بعضى ديگر تساوى استحقاق جهات را سبب سكون آن دانسته‌اند . « 1 » . و سخنان ديگر در سبب آن گفته‌اند . و نظر به اينكه ردّ بر اين اقوال در كتب قوم ، خصوصا در شفا ، به ابسط وجهى مذكور است ، تعرّض به آن در اين مختصر ضرور نبود . و همچنين در ميل ثقل به مركز و ميل خفيف به محيط سخنان سخيف از قدما نقل نموده‌اند كه تعرّض به آنها نيز ضرور نيست . و آنچه تعرّض به آن در اين مقام ضرور است آن است كه عالم جسمانى عالم واحده است . و شيخ در شفا گفته است كه : « بسيارى از مردم چنين پنداشته‌اند كه عوالم بسيار موجود است . و گروهى از ايشان اين گمان را بر اصول فاسده مبتنى گردانيده‌اند مناسب با علم طبيعى . و گروهى ديگر بر اصولى بنا نهاده‌اند كه مناسب طبيعى نيست . امّا گروه اوّل چنين پنداشته‌اند كه خلأ غير متناهى [ 276 ] موجود است ، و اجزاء غير متجزّى در آن مبثوث است و در احياز غير محصوره اجتماعات آن اجزا حاصل مىگردد ، و اجتماعات آن اجزا مؤدّى به ايتلاف عوالم غير معدود مىشود . و بطلان اين مذهب از تذكّر اصول مقرّره ، از بطلان خلأ و تناهى ابعاد ، و تحدّد اجسام ، و غير اينها ، ظاهر مىشود . و گروه ديگر مىگويند كه مدلول لفظ « عالم » غير از مدلول لفظ « هذا العالم » است ، چنان كه مدلول لفظ « انسان » غير از مدلول لفظ « هذا الإنسان » است . و حقيقت غيريّت جز اين نيست كه هذا الإنسان دلالت بر شخص واحد معيّن مىكند . و لفظ انسان دلالت بر

--> ( 1 ) . ابن سينا ، الشفاء ، الطبيعيات ، السماء و العالم ، ص 56 .